بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
73
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
بكشند آنگاه به ناخدا گفت ما در كجا هستيم ؟ ناخدا جواب داد در فلان مكان كه تا بندر ريسوت چهل فرسنگ مسافت است . محمد به ناخدا گفت : الان ما در نواحى ريسوت هستيم و درست در مقابل ما واقع است و تا آنجا - قدرى بالاتر يا پائينتر - يك ميدان تير رس فاصله است و چون روز كاملا بالا آمد در برابر بندر ريسوت قرار گرفتند . محمد بن بابشاد مىگفت : هروقت در دريا مسافرت مىكنيد و مايليد بدانيد به خشكى يا به كوهى نزديك شدهايد طرف عصر و هنگام پائين رفتن خورشيد بدان طرف نگاه كنيد . در آن موقع اگر به خشكى و يا به كوهى نزديك شده باشيد به خوبى مىتوانيد آن را مشاهده كنيد . [ داستان شمارهء ] : 48 از يكى از دريانوردان شنيدم كه ميان شهر خانفوا واقع در چين كوچك و شهر خمدان واقع در چين بزرگ كه خيلى مورد توجه دو چين است و مقر فغفور كبير مىباشد رودى است كه آب آن بسيار گوارا و جريان آن خيلى شديد و عرضش بيشتر از عرض رود دجله در بصره مىباشد . در بعضى از نواحى اين رود كوههاى مغناطيسى قرار دارد بدين جهت كشتىهائى كه آهن بار دارند نمىتوانند ازاينرود عبور كنند زيرا فورا كوهها كشتى را به قوت تمام به خود جذب مىكند و همچنين سوارانى كه گذارشان به اين كوهها مىافتد به پاى حيوانات خود نعل نمىبندند و در زين و برگ اسب خود فلز آهن قرار نمىدهند ركاب و لگام اسب را نيز با چوب مىسازند .